| متن: | لينك: | ||||
| آدرس رسانه: | |||||
| براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد. در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود. همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود. | |||||
| پاک کردن | انصراف | |||||
+ يه آدمايي هستن که هميشه با حوصله جواب اس ام اساتو ميدن… هروقت ازشون بپرسي چطوري؟ ميگن خوبم.. وقتي ميبينن يه گنجشک داره رو زمين دنبال غذا ميگرده, راهشون رو کج ميکنن از يه طرف ديگه ميرن که اون نپره… همينايي که تو سرما اگه يخ ام بزنن, دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون… اونايي که تو تلفن يهويي ساکت ميشن اينايي که هميشه ميخندن اينايي که تو چله زمستون پيشنهاد بستني خوردن ميدن
^ 2 روز و 0 ساعت قبل
+ ي بار عاشق شدن بسه/ي بار تنها شدن بسه/نمي خوام اين دل خسته بشه تحقير ديگه بسه/ديگه عاشق نمي مونم /ديگه از تونمي خونم/ بذار تنها باشم تنها/ديگه هرگزنميتونم/شكسته اين دلم صدبار ديگه اين بار نمي تونه...
^ يكشنبه 7/12/90 5:43 عصر
+ آشق ! از اين به بعد اينگونه بنويسيد ! چون هميشه سرش کلاه مي رود .
^ پنج شنبه 11/12/90 10:25 عصر
+ خدايا من به کدامين دلتنگي خنديدم که اين چنين دلتنگم
^ پنج شنبه 11/12/90 10:28 عصر
+ من که به هيــــــچ دردي نميخورم... . . . اين دردها هستند که چپ و راست به من ميخورند..!!
^ پنج شنبه 11/12/90 10:29 عصر
+ يک صندلي خالي کنار روياهايم از آن توست ، بنشيني يا بروي ، دوستت دارم .عاشفتم مي خوامت...
^ پنج شنبه 11/12/90 10:51 عصر
+ دقايقي توي زندگي هستن که دلت براي کسي اون قدر تنگ ميشه که دوست داري اونو از روياهات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي بغلش کني.دلتنگتم...
^ پنج شنبه 11/12/90 11:05 عصر
+ از امشب تمرين را شروع کرده ام ... نفسم را حبس مي کنم در سينه! اولش فقط 20 ثانيه مي توانستم ، حالا شده 120 ثانيه ! بالاخره مي توانم! ... بايد ترک کنم ... ... ... تو را ، نفسم را
^ دوشنبه 29/12/90 9:20 عصر
+ هنوز هم دلم تنگ مي شود براي محض حرف زدنت و براي تکيه کلامهايت که نمي دانستي فقط کلام تو نبود من هم به آنها ... تکيه داده بودم
^ پنج شنبه 11/12/90 10:10 عصر
+ نه به اون عشقو اميدو آرزو،نه به اين جنگ و جدال و گفتگو، نه به اون گريه و دوست دارمو دلتنگي ، نه به اين خنده و اين نفرت و اين دلزدگي ، نه به دلبستگيات نه به اين خستگيات!
^ پنج شنبه 11/12/90 10:06 عصر
+ دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم . بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت ....
^ شنبه 12/1/91 9:03 عصر
+ آرزو دارم فقط يکبار سرت را روي سينه ام بگذاري تا طپش نامنظم قلبم را احساس کني ولي از اين ميترسم که قلبم به احترامت بايستد
^ 26 روز و 4 ساعت قبل
+ فراموش کردنت کار سختي نيست! کافي است دراز بکشم... چشم هايم را ببندم... و براي هميشه.... بــميــــــــرم!
^ 26 روز و 4 ساعت قبل
+ مي خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند. ستايش کردم ، گفتند خرافات است. عاشق شدم ، گفتند دروغ است. گريستم ، گفتند بهانه است. خنديدم ، گفتند ديوانه است. دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم ! دکتر علي شريعتي
^ يكشنبه 6/1/91 2:53 عصر
+ گاه آدمي در بيست سالگي مي ميرد ولي در هفتاد سالگي به خاک سپرده ميشود. (صادق هدايت)
^ سه شنبه 8/1/91 12:07 صبح



